شنیدیم استاد احمد بیگدلی استاد توانای داستان و نمایشنامه و از کارگردانان پیشکسوت شهرمان بعنوان بهترین رمان نویس جایزه سال کتاب ایران برگزیده شده اند . این رخداد فرخنده را به ایشان خانواده محترم و همه هنردوستان شهرمان تبریک می گوییم.
آدم بي مورد
يه آدم لاغر بي مورد كه فقط داشت رد مي شد ؛ سرش را از لنگههاي در آورد تو و داد زد ؛
همهي حضار توي اتاق ترقه وار و جرقه وار دست زدند و يكي دو نفر هم از سر ذوق كلاه خودشان را پرت كردن بالا . همه شاد بودند كه در پاسخ آن عابر سر بلند بيرون آمده بودند . خيلي زود تعريف بالا بلند را روي تخته وايت برد نوشتند .
ناگهان يكي از حضار كه معلوم نبود كجاي اتاق نشسته بود ؛ اما معلوم بود تيپ ادباي ملا لغتي را دارد گفت : گفتيد تأليفي از نثر يا نظم ؛ يعني متن بايد سروده يا نوشته شده باشد .
همه گفتند : آره!
گفت : پس تكليف نمايشهاي في البداهه چه مي شود ؟!
گرچه يارو خيلي بداهه اين ايراد را گرفته بود اما ايراد وارد بود پس نزديكترين كس به وايت برد دست دراز كرد و چهار پنج كلمهي اول تعريف را پاك كرد .
هنوز ننشسته بود كه ديد يك نفر در همين فاصله جاي او را اشغال كرده است پس دست زد به كمر نگاهي به تخته كرد و گفت : « په! داستاني را از راه گفت و شنود … پس پانتوميم چي ؟ مگه ميم نمايش نيست !؟ لال بازي ! مارسل مارسو ! » و در حاليكه به خثم از اتاق بيرون مي رفت با لبهي آستين كت ، عبارت را تا آخر كلمهي گفت و شنود پاك كرد .
آن كس كه چاي مي گرداند و يك تئاتري فرهيختهتري مي نمود گفت : « هزار نفر مي شناسم كه هزار جور كار تئاتر مي كنند نه براي صحنه ! براي خيابان ، براي داخل كارخانه ! يا حتي تئاتر نامرئي براي داخل زندگي مردم .» شُره هاي چايي داني كه به تخته وايت برد پاشيده شد نه تنها تخته را لكه دار كرد بلكه عبارت « براي آوردن به روي صحنه آماده شده » را هم پاك كرد .
يك نفر كه از فرط لاغري و لختي اصلاً نامرئي بود گفت : نمايشهاي بسيار خوبي ديدهام كه بدون هيچگونه آرايه و پيرايهاي ، بدون هيچ جامه و ابزار صحنهاي به اجرا در آمدند . » پس با دستنال گردني كه نداشت بخش ديگري از تعريف تحسين بر انگيز را پاك كرد . آدم نوجواني كه بدجوري پير سال بود و معلوم نبود از فرط نوزادي چرا نمي مرد
؛ گفت : در انتظار گودو نمايشنامهي قرن شناخته شد اما اصلاً به مثابهي زندگي واقعي نبود ! بلكه تصويري كلي و نمادين از يك ذهنيت بود و كلي حرفهاي كلي ديگر زد . بعد با ردّي از رد پاي خود ته ماندهي تعريف جامع ما از تئاتر را پاك كرد .
درست دو الي سه ثانيه بيشتر از پاك شدن آخرين حروف نگذشته بود كه باز سروكله همان مرد بي مورد سطر اول پيداش شد سرش را از بين لنگه هاي در آورد تو داد زد : نگفتين : نمايش چيه !
با نگاهي به نمايش چيست مارتين اسلين
مخصوص نشريه
با دخل و تصرف به نفع شما
سوگواره آئينه هاي نينوا بجاي دهه اول ماه صفر در دهه سوم محرم الحرام آغاز شد . يعني از دو روز پيش (۲۱بهمن) . امروز نيز در روز دوم برنامه ها كه در حسينيه كربلايي هاي نجف آباد جريان دارد ۲ شبيه خواني از هيئات تعزيه خوان به اجرا در آمد. عكسهاي مربوطه رو بزودي مي ذارم تو سايت.
فعلا.