احمد بیگدلی رو می شناسین. برنده جایزه کتاب سال امسال با رمان قشنگش. خبرشو توی ارشیو بهمن85 زده بودم.حالا منظور!!!!!!!!!!!!!!!
منظور اینکه داشتم قاطی عکسهای قدیمی و جدید انجمن دنبال یه عکس می گشتم تا بذارم براتون تو وبلاگ چشمم افتاد به عکسی که چند سال پیش از تمرین نمایش"ژنرال شبانه" نوشته و کار استاد بیگدلی توی حیاط محل قبلی انجمن نمایش گرفته بودیم. گفتم ببین قبلا بچه ها به چه شور و شعفی چه جوری و کجاها تمرین می کردن.............. ای ول داره بچه شهرستان!

نفر اول سمت چپ استادبیگدلی.
نفردوم که نشسته روح اله نادریه که اونموقع دستیارکارگردان بود و حالا گزارشگر رادیو جوانه.
نفرسوم سیدجواد نوریانه که الان زن گرفته و البته از اعضای محترم هیئت امنا هم شده.
چهارمی هم که از هیکلش پیداست رحیم ملکیه که ایشون هم عضو هیئت امناست و البته مسئول کانون تعزیه شهرستان..... البته چهره هیچکدوم پیدا نیست ولی اشکال نداره. می خواستم یادی ازشون کرده باشم. برای دیدن عکس در ابعاد بزرگتر برین اینجا
چه سالنی..........چه امکاناتی.................چه تیارتی.......................چه شهرستانی!!!!!

دیروز که ۴شنبه باشه یک ماه از حادثه ای که برام افتاده می گذره . و رفتم دکتر تا گچ پامو در بیارم. البته هنوز تا یک ماه دیگه دستم باید وبال گردنم بمونه. عکسی هم از یادگاریهای بروبچه های انجمن بر روی گچ مبارک انداخته ام که همینجا براتون می ذارم...

ضمنا به اطلاع می رساند این پست جهت عوض شدن حال و هوای وبلاگ تعبیه شده و هیچگونه ارزش دیگری ندارد. اون شعری هم که سیدجواد نوریان رو دستم )یعنی روی گچ دستم نوشته اصلا سیاسی میاسی نیست. )هر کس تونس شعر رو بخونه و بفرسته جایزه نفیسه رو می گیره!!!!!!!!!!!!!!